الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
76
تفسير مجمع البيان (فارسى)
( فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ ) پس ميگويد پروردگار من مرا توهين نمود يعنى مىپندارد كه اين يك اهانتى است از خدا و ميگويد پروردگار من مرا ذليل نمود بواسطه فقر و تهى دستى ، سپس گويد : ( كَلَّا ) نه چنانست كه او گمان كرده و پنداشته زيرا من كسى را غنى و توانگر نميكنم براى بزرگوارى او و او را فقير نميكنم براى موهون بودن آن نزد من ، و لكن من وسيع ميكنم بر هر كس كه خواهم و تنگ ميگيرم بر هر كس كه خواهم به اندازه آنچه حكمتم ايجاب كند و مصلحت اقتضا نمايد به جهت مبتلا كردن بشكر و صبر ، و فقط گرامى بودن حقيقت بسبب طاعت و بندگى و موهون بودن بسبب معصيت و گناه است . سپس خداوند سبحان بيان نمود آنچه را كه بسبب آن مستحق اهانت و خوارى مىشود ، و فرمود بلكه اهانت نمودم كسى را كه اهانت كردم بعلّت اينكه ايشان معصيت مرا نمودند ، و فرمود : ( بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ ) بلكه يتيم را گرامى نميداريد و او آنست كه پدر ندارد ، يعنى از آنچه خدا بشما داده بايشان نميدهيد تا آنها را از ذلّت سؤال و گدايى بى نياز كنيد ، زيرا آنها كفيلى ندارند كه قيام به كارها و نيازمنديها آنها كند ، و حال آنكه پيغمبر ( ص ) فرمود من و كفيل يتيم مانند اين ( دو انگشت شهادت و ميانه ) با هم در بهشت هستيم . مقاتل گويد : قدامه بن مظعون در خانه اميه بن خلف يتيم بود و دفع ميكرد حق او را از او يعنى او را محروم مينمود ، پس بنا بر اين احتمال دو معنى دارد : 1 - اينكه شما به او احسان نميكنيد ، 2 - شما حق او را از ميراث